محمد رضا طباطبايى تبريزى
58
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )
و مالى مىنمايند . در اغلب سنوات ديده شده راه معمولى را كه در بيست روز از مدينهء منوره به نجف اشرف مىتوان آمد ، در هشتاد روز با كمال اذيّت و مشقّت و سوء سلوك مىآورند . شاعرى در مذمّت راه جبل گويد : به دريا رفتن و مردن به از راه جبل باشد * كه در راه جبل حاجى حقير و مبتذل باشد يكى در چنگ جمّال و دگر عكّام بداختر * سيم زان حمله دار دون كه سر تا پا حيل باشد خلاصه عمدهء خيال عكّام و حمله دار تا امير حاج اين است كه تمام حجاج را در بيابانها تشنه و گرسنه بگردانند و بعد از مصيبتهاى متواليه لخت كرده از خاك عربستان بيرون نمايند و بسا اتفاق افتاده كه به واسطهء خشكسالى و قحط آبى در بركههاى خاك عربستان در عرض راه آب پيدا نشده ، صدمهء فوقالعاده هم مىرسد . افسوس كه بعض حجاج بىبصيرت گوش مردم را پر كردهاند كه كشتى به سنگ خورده ، غرق مىشود . و بدين سخن واهى مردم را متنفّر نموده ، دچار انواع بلا و عنا مىسازند . غافل از اينكه مرگ انسان را مىيابد ، در هر جاى دنيا باشد . خواه در خشكى سفر نمايد خواه در دريا سير كند . أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ( نساء : 78 ) . مگر در راه شام خوف دزد و گرفتارىهاى اعراب قسىّ القلب نيست و يا اعراب بدوى متعهد مىشوند كه در هيچجا دچار مهلكات حجّاج نشوند و يا اجل محتوم آنها را فرانگيرد . حضرت امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : اى يومى من الموت افرّ * يوم ما قدّر ام يوم قدر يوم ما قدّر لم اخش الردى * و اذا قدّر لم يغن الحذر [ شروط استفاده از كشتى بخار ] شرط اوّل نشستن به كشتى بخار و استراحت كردن در آن اين است كه هيچ